استاد

زیباترین شعرهای که خواندم

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما

تو مهربان ترینشان بودی

عمیق ترینشان

عزیزترین شان 

بعد از تو آدم ها 

تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 23:38  توسط ostad  | 

ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 0:33  توسط ostad  | 

برای دخترم سارا در روز تولدش:

هدیه ام از تولد

گریه بود.

خندیدن را

تو به من آموختی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 0:28  توسط ostad  | 

بی تو همدم منند، دو گواه ناگزیر

چشم های رو به راه، اشک های سر به زیر

بی تو این وجود تار، نیست جز کمی غبار

یا مراه بده به باد، یا مرا بغل بگیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 14:19  توسط ostad  | 

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 0:55  توسط ostad  | 

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟

صدای هق‌هق...گویا دل تو هم تنگ است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 0:43  توسط ostad  | 

بنشین از منِ بی­حوصله شعری بشنو
قدرِ یک لحظه از آن فاصله شعری بشنو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:20  توسط ostad  | 

تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویت
من گفته بودم با توام! پارو به پارویت
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:3  توسط ostad  | 

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است

آنچه مرا به شعر گره می زند، غم است!

دلشوره ها همیشه به من راست گفته اند

دلشوره ام همیشه برای تو مبهم است!

سرکش شدم، بهانه گرفتم، ندیدی ام

یک بارهم نشد که بفهمی چه مرگم است!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 0:19  توسط ostad  | 

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 10:55  توسط ostad  | 

شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن
دلشکـسته‌ام اگـر نـمی‌پـرم قــبول کـن

ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت
جـا نـمی‌شود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 9:4  توسط ostad  | 

تو اگر نبودی ای درخت سبز
سبزه و گل و بهار هم نبود
این هوای خوب و سایه های خیس
در کنار جویبار هم نبود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 1:20  توسط ostad  | 

هرچند دوری بی خبر ماندی از احوالم،

هرچند این دوریت زخمی بوده بر بالم،

.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 23:45  توسط ostad  | 

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟
صدای هق‌هق...گویا دل تو هم تنگ است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 23:40  توسط ostad  | 


آه ای بهار خوب

میلاد هر شکوفه و مینا و اطلسی

احساس بارش باران عاشقی

بذری که عشق تو در دل نشانده است

روزی میان سینه من سبز می شود

می خوانی از نگاه من ،

که تو را در چشم در رهم

........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 12:44  توسط ostad  | 

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیست

اینها برای هیچ طوفانی مهم نیست!

آغوش من مخروبه ای رو به سقوط است

دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 16:54  توسط ostad  | 


بین من و تو فاصله هایی ست ندیده

در هرقدمش  زخم زبانی نشنیده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1392ساعت 11:48  توسط ostad  | 

در را نبند و پنجره های مرا بگیر

حال مرا نگیر و هوای مرا بگیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1392ساعت 13:16  توسط ostad  | 

ناگزیر از سفرم ، بی سر و سامان چون «باد»

به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 14:35  توسط ostad  | 

از لحظه ی طلوع تو از سمت روشنی

حس غریبی دارم و حالی نگفتنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت 11:12  توسط ostad  | 

پایان گره، همیشه گره، ابتدا گره ...

مفعول فاعلات مفاعیل فا ... گره



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 23:58  توسط ostad  | 

گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی

چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 22:17  توسط ostad  | 

اگر مرا دوست نداشته باشی

دراز می‌کشم و می‌میرم

مرگ نه سفری بی‌بازگشت است

و نه ناگهان محو شدن

مرگ دوست نداشتن توست

درست آن موقع که باید دوست بداری

 

 

از : رسول یونان


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 0:16  توسط ostad  | 

این فصل آخر است ببخش عاشقانه نیست

امشب در این خرابه هوای ترانه نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 15:50  توسط ostad  | 

روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی
چون قرارست بعد از این تنها، بانوی شعرهای من باشی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 15:51  توسط ostad  | 

رو به دریا دریچه­ای باز است

که از آن مست می­شود راهم

خلوتی هست و کاغذ و قلمی

بیش از این­ها مگر چه می­خواهم؟!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 23:32  توسط ostad  | 

خیالت
از آفتاب 
صمیمی تر است
و دستت
از چشمه
راستگوتر
کنارم بنشین
تا برکه ای شوم آرام
...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 16:0  توسط ostad  | 

ای آنکه بودی در خوشی ها یار من روزی
دیدم که افتادی پی آزار من روزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 15:52  توسط ostad  | 

دوست داشتن تو

نه فعل ماضی ست

نه یک حال ساده!

دوست داشتنت

تنها نسخه ای ست که قلبم

برای ادامه ی این زندگی تجویز کرده است!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 15:31  توسط ostad  | 

پشت هر پنجره دیوار، دلت می آید؟

من و تنهایی و تکرار، دلت می آید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 15:26  توسط ostad  | 

مطالب قدیمی‌تر